پژوهشكده تحقيقات اسلامى
35
سرداران صدر اسلام (فارسى)
عنوان خليفه سلام كردند . حضرت فرمود : شما بزرگان عرب و سران اصحاب من هستيد . نظر شما دربارهء اين جوان سبكسر ( معاويه ) چيست ؟ هركدام چيزى گفتند تا اينكه صعصعه گفت : « هواى نفس ، معاويه را گمراه كرده و دنيا را درنظر او محبوب و دوست داشتنى جلوه داده است ، به همين جهت خون مردم در نظر او بى ارزش شده و آخرت خويش را با دنياى آنان عوض كرده است . شما اگر درمقابل او بايستيد با مشيّت و توفيق خداوند پيروزيد . نظر من اين است كه نامهاى به همراه شخصيت بزرگ و مورد اعتمادى براى او بفرستيد و او را به بيعت خويش فراخوانيد . اگر قبول كرد كه مقصود حاصل شده و در صورتى كه قبول نكند با او تا مرز شهادت جهاد كنيد . » على عليه السلام فرمود : « اى صعصعه ! من تصميم دارم اين نامه به دست تو نوشته و براى معاويه برده شود . نامه را با تهديد شروع كن و درآخر نامه ازاو بخواه كه برگردد و توبه كند . شروع نامه چنين باشد . بسم الله الرحمن الرحيم از بنده خدا على اميرالمؤمنين به معاويه . . . . سپس آنچه پيشنهاد كردى درنامه بنويس و اين آيه را عنوان نامه قرار بده : « أَلا إِلَى اللَّهِ تَصيرُ الْامُورُ » « 1 » صعصعه گفت : مرا از اين كار معاف داريد . آن حضرت فرمود : تصميم من براين است كه تو اين كار را انجام دهى . صعصعه پاسخ داد : انجام مىدهم .
--> ( 1 ) . شورا ، آيهء 53 .